صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

420

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

و شعله‌ور شود ، صاحبش را كور مىكند و او را از هر نصيحتى ناشنوا ؛ و هنگامى كه به او نصيحت مىشود ، نمىشنود ، بلكه خشمش زياد مىگردد ؛ و اگر بخواهد از نور عقلش كمك بگيرد و به خود بازگردد ، نمىتواند ، چون نور عقل خاموش گشت و به واسطهء دود خشم محو گرديده است . . . . . . و چه بسا به سرچشمهء حواس هم تجاوز كند و چشمش تاريك گردد و جايى را نبيند و تمام دنيا بر او تيره و تار گردد و مغز او بسان غارى گردد كه در آن آتش زبانه مىكشد و فضاى آن را تيره مىكند و جايگاهش را گرم و سوزان و دود همه جاى آن را فرامىگيرد . گويى در آن چراغى سوسو مىزند و در حال خاموش شدن است و ثبات قدم در آن نيست و صدايى شنيده و چيزى ديده نمىشود ، و از بيرون يا درون بر خاموش كردن آن قادر نيست ؛ بلكه بهتر است كه صبر كند تا همه چيز قابل احتراق بسوزد . سپس ، غزّالى با شور و حرارت به ذكر آثار زشتى كه از خشم بر جسم و نفس زاييده مىشود مىپردازد ، كه ما را وامىدارد تا بخشى از آن را بياوريم - هرچند كه در آغاز به آن اشاره‌اى داشتيم - مىگويد : « از آثار اين خشم : در ظاهر ، تغيير رنگ و لرزش در گونه‌ها ، و صدور افعالى خارج از نظم و ترتيب و اضطراب در حركت و كلام ، و ظاهر شدن كف در دهان ، و سرخى چشمها و دگرگونى چهره و حالت ، ظاهر مىشود . اگر شخص خشمگين زشتى چهره‌اش را در حال خشم ببيند ، خشمش به خاطر شرم از زشتى چهره و دگرگونى حالتش آرام مىگيرد . البتّه زشتى باطنش از ظاهر بيشتر است ؛ چون ظاهر نشانهء باطن است ؛ چون نخست درون زشت مىگردد و سپس آن زشتى به ظاهر سرايت مىكند ؛ پس تغيير ظاهر ثمرهء تغيير باطن است . امّا تأثير آن بر زبان ، بيان فحش و ناسزاست كه عاقل از آن شرم دارد و خود شخص گوينده بعد از فروكش كردن خشم از آن شرم دارد ؛ چون با به هم خوردن نظم و پريشانى لفظ همراه است . امّا تأثير آن بر قلب با شخصى كه از وى خشمگين شده كينه و حسد و پنهان كردن بدى و سرزنش به بديها و غمگين شدن از شادى او و عزم بر افشاى راز و دريدن پرده‌ها و استهزاء و ديگر امور زشت است . قرآن كريم ، مؤمنان تقواپيشه - آنهايى كه به سلطان خشم اجازهء ورود به حريمشان را نمىدهند - را ستوده است و براى آنها در بالاترين درجات ، بهشت را به پهناى آسمانها و زمين